تبليغاتX
کل کل های انتحاری یک آخاله گلپایگانی
خبری عمومی,سیاسی,جنجالی ,پوز زنی استکبار جهانی و ایادی شرق و غرب
با اطلاع شدیم که متاسفانه یکی از مشاهیر به نام گلپایگان دار فانی را وداع گفته است.!!!!!

از این خبر خیلی متاسف شدم چون در هر کجای این شهر که نام او را میآوردند باعث شادی و خنده میشد.

به حق حاج حسین تاجداری معروف به حسین حلبی ساز بهلول زمانه ما بود.

با انکه بذله گویی پایه کلام او بود ولی پایه ای از معنا چاشنی و ریشه کلامش بوده که بعضی ها آن را شوخی میگرفتند و بعضی ها از آن پند. ایشان نابغه ای بی همتا بود در یک دقیقه میتوانست ۱۳۰ فحش بدهد بدون آنکه یکی از این فحشها تکراری باشد

روحش شاد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 2:40  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

به سفارش فرماندهی نیروی انتظامی گلپایگان کلیپ(نماهنگ) حظور سبز در مورد تلاشهای شبانه روزی ماموران صدیق این منطقه انتظامی ساخته میشود.

سرهنگ محمد صالحی فرمانده منطقه انتظامی گلپایگان در تاریخ ۲۹ مرداد سفارش تولید این اثر را برای عرضه در جشواره نیروی انتظامی که ماه دیگر برگذار میشود را دادند

این اثر ۴ دقیقه ای ویدوئی با دوربین دی وی کم ۱۷۰ ضبط میشه که در اون عملیات کیف قاپ و تعقیب و گریز هم داره که در خیابان امام گلپایگان ضبط میکنیم. همچنین در مورد طرح ارتقائ امنیت اجتماعی و نیروهای پلیس یار راهنمای و رانندگی هم قسمتهایی در این برنامه پیش بینی شده که خبر های بیشتر اون را به زودی برای شما منتشر میکنم

کارگردان این کلیپ هم خود بنده (سید احمد امام جمعه) هستم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 14:50  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

سلام و درود . یکی از مشاهیر این شهر کهن بی شک استاد گلپا مرد حنجره طلائی  ایران است که چند تا از عکسهای ایشان را بر روی وب گذاشتم که ببینید و لینک پایین هم وبلاگ رسمی ایشان میباشد که امیدوارم از آن بازدید کنید. ایشان الان در تهران مشغول تدریس موسیقی و آواز هستند و چند تن از بچه های هنر دوست گلپایگانی هم از شاگردان ایشان هستند.

اینجا را پس از خواندن این پست کلیک کنید

وبلاگ رسمی استاد اکبر گلپایگانی

این نازنین مرد یکی از اون کسانیه که هر جای دنیا که باشی اسم گلپایگان را که به زبان میآوری نام او را مترادف با نام گلپایگان میآورند. راستی چند نفر از این آدمها میشناسید که برای این شهر شهرت جهانی آورده اند. و ما برای او چه کرده ایم.؟؟؟؟

 
یادم میآد همین چند سال پیش عدهای از هنر دوستان و هنرمندان تصمیم گرفتند استاد را به شهر مان بیآورند ظاهرا که تا بین راه هم آمدند ولی عده ای از تنگ نظران در جاده منتهی به گلپایگان راه را بر کاروان همراه استاد بستند و اجازه ورود ایشان را به شهر ندادند. البته من فکر نمیکنم کسانی که مصوب این برخورد ناشایست بودند به اندازه گلپا برای این شهر نام و آوازه آورده باشند.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 0:41  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

  1. نه خودم دیدم با دو تا چشمام. همین امروز صحبی اعدامشون کردن
  2. آره من هم شنیدم وقتی اعدامشون میکردن پرچم آمریکا را انداخته بودن رو شونشون میگن جاسوس هم بودن
  3. عذرا خانوم شنیدی فیلمایی که گرفتن توی ماهواره هم پخش کردن
  4. آره مهین خانوم خواهر شوهرم میگفت با خارج هم در ارتباط بودن اینا یه شبکه یا یه باند مخوف بودن
  5. محد رضا سرشون را میگن با گیوتین زدن
  6. نه بابا!!!!!! میگفتن که حبس ابد بهشون دادن چی شد که اعدام شدن
  7. سکینه خانوم حقشون بود تا باشن نیان سر راه دخترای مردم به زور ببرشون ازشون فیلبرداری کنن
  8. ووووی خواهر میگن یه بوتیک داشتن توی بازار توی اتاق پروش دوربین مخفی گذاشته بودن هر زنی که میرفته اونجا ازش فیل برداری میکردن بعد میفرسادن در خونشون دو سه ملیونی پول ازش میگرفتن
  9. اااااووو پس بگو از کجا این ساختمون گنده را ساختن من گفتم اینا اینقدر پول نداشتن
  10. این خو چیزی نیست پسر حاج آقا ...... کاسب معتبر خیابون.... هم سر دسته این باند بوده میگن الان فراریه رفته خارج پناهنده شده
  11. تازشم این پسره بود تازه مرده این هم تو کار بوده شانس آورد که مرد اگه نه اعدامش میکردن
  12. نه بابا یه سه چار تا دختر هم گرفتن

بسه بسه شما را به ارواح گذشته گانتون بس کنید نمیخواهید دست از این شایعات الکی خانه خراب کن بردارید چه قدر با آبروی مردم بازی میکنید

شایعه مسئله ای که توی این شهر بازارش خیلی داغه شب سالم میخوابی صبح بلند میشی میبینی مثل بختک افتاده به جان زندگیت نه میتونی بیایی توی خیابون نه میتونی بمونی توی خونه

یه چند وقت چند تا نوجوان از خدا بی خبر گمراه یه خطایی کردن اتهاماتی به کسانی بسته میشه که اصلا اهل این حرفها نیستند. هر کی از هرکی ناراحته طرفش را میاره توی باند جا میده ابرو حیثیتش را میبره. اصلا بابا جون اعدام کجا بود بوتیک کجا بود......

چهار پنج تا جوان و نوجوان میرفتن در مدارس دخترانه و با دخترها طرح رفاقت میریختن بعد هم اونا را به مناطق خلوت شهر میکشوندن و باهاشون عکس میگرفتن در این میان با تهدید این دخترها از اونها سوئ استفاده میکردن که خوشبختانه به دام ماموران افتادن ولی در این میان عدهای سوئ استفاده کردن از این موقعیت و شایعات مختلف بر علیه افرادی طراحی کردن که با شفاف سازی نیروی انتظامی جلو حرفهای اضافی گرفته شد

ولی خدا وکیلی این وسط شخصیت پسرونه و مردونه ما زیر سئوال رفته درسته که این آقایون اشتباه کردن و عدهای دختر خانوم هم از اینها شاکی هستند و به گفته نیروی انتظامی خانومها توسط این باند اغفال شدند ولی انگار نه انگار که این خانومها هم یه پایه این عمل بودن

فیلمنامه این داستان این طوری بوده احتمالا

تصور کنید دختر خانومه که خیلی هم نجیبه و همش سرش تو کتاب و درسه وآفتاب مهتاب را هم ندیده!!!! سر جلسه قران بوده!!!!که آقا پسره که خیلی هم بد جنس و شرور بوده سوابق قتل و ادم ربایی و امثال اتهامات را هم در پرونده داشته یهویی میاد سر راهش یهویی اغفالش میکنه!!!!! خانومه هم یهویی اغفال میشه و ناخوداگاه سوار ماشین آقا میشه توی راه هم یسره آیه قرانی و دعا کمیل و... میخونده و پسره را امر به معروف میکرده بعد میبینه توی بیابونه یهویی میبینه روسریش سرش نیست بعد ناخوداگاه چند تا عکس یادگاری با گل پسر میاندازه  از قبل هم چند وقت با پسرک دوست نبوده!!!!! اصلا هم با آقا تماس نمیگرفته!!!!! التماس ملتماس هم توی کارش نبوده!!!! حالا شده شاکی و توی این قضیه  خسارت دیده و مظلوم نمایی میکنه .نه بابا جون این خبرا نیست به همون اندازه که آقایون توی این مسئله مقصر هستن این دختر خانومها هم مقصرند. ولی متاسفانه ناجوانمردانه نام آقایون بار تمام این اتهامات را به دوش میکشه./

شایعه  شایعه باید مواظب باشیم سراغ ما نیاد اگه نه کارمون با کرا م الکاتبینه فارق از این مسائل کار نیروی انتظامی ایول داره. وقوع این موارد توی شهر های کوچکی همچون گلپایگان خطرناکه باید با قاطعیت جلوش گرفته بشه . خسته نباشید

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 18:37  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

به یاد مصطفی کرمی تصویر بردار و مستند سازی که به خاطر اعتلای فرهنگ این مرز و بوم در بستر بیماری است.

مصطفی دست هایش را به خاطر من و تو از دست داد تا ما بدانیم آنچه که از دریچه تلویزیون پخش میشود ارزان به دست نیامده

مصطفی آن هنگام که از دکل برق فشار قوی بالا میرفت نمیدانست که به کام فراموشی میرود. نمیدانست که عشقش به این کار اندکی بعد به تاسف تبدیل میشود و او هم به زودی از یاد ها میرود و مصطفی میماند و دست قطع شده و دنیایی از پشیمانی. ای کاش آن روز به صحنه لوکیشن نیامده بودی

چرا به حال این هنرمندان برنامه ساز فکری نمیشود

آقای ضرغامی رئیس صدا و سیما از پیله خود و دوستانت خارج شو و هنرمندان واقعی را ببین. میلیاردها تومان بودجه این سازمان از جیب چه کسانی سر در می آورد. وا قعا لازم است این همه کارمند اداری در این سازمان کار کنند و آن وقت بچه های برنامه ساز که موتور محرک تلویزیون هستند با مشکلات زیاد دست به گریبان باشند. پس شبکه الجزیره با ۳۰۰ کارمند چگونه کار میکند که تو با هزاران نان خورت از آن شبکه فرسنگها عقب هستی.. بیدار شو بیدار شو بیدار.......

مصطفی عزیز وقتی از حادثه ای که برایت اتفاق افتاد مطلع شدم گریستم. به یاد لحظه های خوبمان افتادم. به یاد خوبی هایت افتادم. به یاد شوخ طبعی هایت افتادم و به یاد خاطراتمان که من میدانم و تو

دوستم بودی و دوستت خواهم داشت .من فراموشت نمیکنم... هرگز

 دست های نداشته ات را می فشارم

                                      مصطفی کرمی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 10:50  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

با عرض پوزش از اینکه کمتر وقت میکنم به روز بشم

چند روزه مشغول تدوین برنامه ای هستم که به سفارش سیمای اصفهان در سوریه و لبنان ضبط کردم اینه که کمتر فرصت میشه که به وبم سر بزنم. انشاالله به زودی سرم خلوت میشه . ضمنا من هنوز گلپا هستم.

************

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 17:44  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  |