تبليغاتX
کل کل های انتحاری یک آخاله گلپایگانی
خبری عمومی,سیاسی,جنجالی ,پوز زنی استکبار جهانی و ایادی شرق و غرب
سیزده بار پخش نماهنگ حضور سبز از شبکه های سیما

این نماهنگ به سفارش فرماندهی انتظامی گلپایگان ساخته شد و کارگردانی و تهیه کنندگی آن را بنده به عهده داشتم

نماهنگ حضور سبز در زمان ۵:۳۰ثانیه با صدای امیر کریمی ساخته شده

۵بار پخش از شبکه اصفهان ۴ بار ازشبکه اراک ۱ بار از شبکه اول سیما ۲ بار از شبکه دوم سیما و یک بار از شبکه جهانی جام جم و در پی آن تقدیر معاونت اجتماعی ناجا را از این نماهنگ به دنبال داشت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 12:19  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

 

 در ارض خاکي هر آغازي را پاياني است و هر آمدني را رفتني و هر ابتدايي را انتهايي اما خوب است که عاقبت هر موضوعي ختم به خير بشود

امروز ديگر بر اساس شواهد موجود و بدون هيچ ترديدي مي توان به اين نکته اعتراف کرد که عملکرد اینچنینی مجلس هشتم ايستگاه آخر جريان اصول گراست و اميد ما اين بود که از رحم اين جريان گفتمان عدالت با عمل سزارين فارغ شود که تا اين لحظه چنين اتفاقي نيفتاده واگر هم افتاده مولودي عليل وناتوان به دنيا آورده

ترا به خداقسم مجلسيان را چه شده است ؟

مقدرات مجلس امروز در دست کساني افتاده که با بي تدبيري کل جريان ارزشي کشور را با چالش جدي مواجه کرده اند هنوز نطق هاي آتشين حمايت از کردان را فراموش نکرده ايم که با سخنان ناباورانه آقاي لاريجاني در حمايت از کمک صد ميليوني به نمايندگان مجلس مواجه مي شويم

واقعا آيا ارزش هاي انساني در مجلس اين مقدار لوث شده است که در يافت صد ميليون از کيسه بيت المال يک امر عادي تلقي ميشود

واگر چنين است پروردگارا ما را از دام شيطان نفس رهايي بخش و در غار تنهايي اصحاب کهف ساکن گردان!

حساسيت ها را چه شده ؟

غيرتها کجا رفته ؟

کجايند آنهايي که دم از عدالت مي زدند؟

چرا مي خواهند نمايندگي مجلس را به تجارتي پرسود تبديل کنند ؟

کدام دستگاه دولتي وقضايي با پرسنل خود چنين معامله اي مي کنند که آقاي لاريجاني چنين دفاعياتي مي کند ؟

اين مجلس آمده تا جلوي اين کار ها را بگيرد نه اين که خودش رقيب ديگران بشود

مگر نمايندگان مجلس کميته امداد هستند که اين پول ها را بگيرند و توزيع کنند

تا او چه خواهد ...

والسلام 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 12:30  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

تازه فهمیدم اگه با تمام امکاناتی که توی شهر داریم بخواهیم یه جلسه فرا دولتی و با رویکرد فرهنگی برگذار کنیم جاش کجاست.

اگه این جلسه چند تا مهمون دولتی داشت یا  اگه روسای چند تا اداره را دعوت میکردیم و از تلاشهای شبانه روزی اونا برای همکاری با وبلاگ نویسان شهر تشکر میکردیم!!!!!!!!!!!!!!!!!! حتما یه سالن به ما میدادن تا توی اون مکان دست بهشون بدیم و ازشون تشکر کنیم و احتمالا یه دسته گل بهشون تقدیم کنیم

ولی این جلسه بدون حضور هیچ کدام و در مکانی کاملا آزاد به آزادی پارک و بر روی صندلی از جنس روکش هواپیما به نام چمن همراه با تهویه مناسبی که خدا عنایت فرمود(یه روز بادی) ولی کاملا صمیمی برگذار شد

اکثر دوستان جمع بودن مطما هستم چند نفر دیگه هم اومدن و از دور چون مکان جلسه را دیدن برگشتن

جالب بود نظرات مختلفی گفته شد و با اینکه پیش نویس و یا هدف اولیه ای برای این جلسه نداشتیم ولی نتایج خوبی در بر داشت خیلی ها را بار اولم بود میدیدم انگار از دنیای مجازی راحتر میتونستیم با هم حرف بزنیم یه نوع رو در بایستی با هم داشتیم. ولی من که لذت بردم

امیدوارم با همت مسئولین فرهنگی شهر جلسه بعدی را در مکان بهتری با حضور همه داشته باشیم

شوخی با بچه ها.........

میخواستم عکسهای این جلسه را برای شما بزارم ولی وحید اونا را برده و تا دو سه تا پیام براش نگذاریم که آمار نظراتش بالا بره !!!!!! و یا به عضویت تالار گفتمانش در نیائیم احتمالا اونا را بهمون نمیده. به محض این که با شرایتش کنار بیاییم و عکسها را آزاد کنیم  برا تون منتشر میکنم 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 18:11  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

سنت پخش سريال‌هاي طنز در ماه مبارك رمضان امسال نيز با پخش سريال بزنگاه ادامه يافت. تا زمان نگارش اين يادداشت هيجده قسمت از سريال پخش شده است و به گمانم همين قسمت‌هاي پخش شده براي قضاوت و ارزيابي كل كار كفايت مي‌كند. به هزار و يك دليل...! به اين دليل كه هنوز درنيافتهايم سريال حول چه حرف و حديثي نطفه بسته و آدم‌ها و اتفاق‌ها چه كاركردي در سريال دارند. به اين دليل كه با گذشت بخش كلان سريال، هنوز نمي‌دانيم چه داستاني در كل كار اصلي و چه داستانك‌هايي فرعي قلمداد مي‌شوند. به اين دليل كه آدم‌ها بي ارتباط با موضوع اصلي كه آن هم گم است، مي‌آيند و مي‌روند و مزه مي‌پرانند و دوباره گم مي‌شوند. به اين دليل كه نويسنده و كارگردان همه را سركار گذاشته‌اند و مدام با استهزا و مسخره بازي‌هاي مضحك و چندشآور مخاطبان خود را بازي گرفته‌اند. به اين دليل كه همه چيز بوي ندانم كاري و بدتر از همه اهانت به شعور و احساس مخاطبان مي‌دهد. به اين دليل كه اصلا نمي‌دانم نوشتن درباره بزنگاه اساسا كار عاقلانه‌اي هست يا بدون رودربايستي حقير نيز به نوعي با اين يادداشت در واقع وقت و فهم و ارزش خودم را زير سؤال مي‌برم.

به صراحت مي‌گويم پايان سريال با هر سمت و سو و پيام فرضي!! كه به‌دنبال داشته باشد، قادر نخواهد بود آن‌همه هنجارشكني، لودگي، اهانت، و ... به‌جا گذاشته را ترميم و توجيه كند. به اين دليل كه حتي بچه‌هاي دوازده ساله و بازيگوش و ساده پسند و ... هم گول اين همه فريبكاري را نخورده‌اند. واقعا ماندهايم صدا و سيما در پارهاي از مواقع با چه منطقي ميخواهد اين همه بيتوجهي و ساده انگاري درباره مسائل و معضلات اجتماعي و خانوادگي را توجيه كند. ضرب المثل رفتن از سوراخ سوزن و نرفتن از دروازه، شايد براي فهم اين پارادوكس بهترين و دم دستترين ضربالمثل فارسي باشد.

وقتي آقاي عطاران براي خنداندن جماعت روزهدار پاي تلويزيون از اهانت به عزيزترين و متأثرترين لحظات زندگي آدم يعني مرگ والدين هزينه مي‌كند، تصور مي‌كنم كه ايشان نه تنها نسبت و تعاملي با مناسبات اجتماعي جامعه خودش ندارد، بلكه هيچ وقت به هيچ چيز كه نشاني از حرمت و احترام به بزرگان و سايه سران زندگي دارد، پايبندي نداشته است، و فراموش كرده كه مقوله مرگ پديده‌اي نيست كه اين‌گونه با لاقيدي و ... بشود با آن بازي كرد و آن را دستمايه خنده قرار داد.

وقتي سريال، كليديترين بخش خود يعني قسمت اول را با نمايش به اصطلاح صحنه‌هاي چيزكشي شخصيت محوري سريال در مقابل ديدگان دخترش شروع مي‌كند و براي تفهيم و شيرفهم كردن مخاطبان و يا براي خنداندن آن‌ها از همان آغاز سيخ و سنگ و چاي نبات و سيگار و .... را جزيي از شخصيت محورياش مي‌كند و براي اين‌كه اين نمايش مضحك بيش‌تر توليد خنده كند، دخترك معصومي ‌را به معركه مي‌كشاند، تا با شيرين زباني و همچنن عملگي چيزكشي براي پدرش به يك مكانيزم خنده تبديل شود، آن وقت صد صلوات و رحمت به آن ناظران و مميزي نويساني مي‌فرستم كه تا حالا اجازه نداده‌اند به هر قيمت دست سريالسازان و فيلم سازاني از جنس آقاي عطاران براي واقع نمايي روايت باز شود! شايد تاكنون در ده‌ها فيلم و سريال جدي و شوخي چنين آدم‌هايي از جنس نادر با هزار درجه انحطاط و آلودگي تصوير شده باشند؛ اما هيچ‌كدامشان براي تصوير كردن چنين كاراكتري تا اين ميزان از خودگذشتگي و ايثار و نبوغ نشان نداده‌اند!! كسي نيست به اين آدم رند بگويد: مؤمن خدا! گيرم كه اين صغر و كبري كردنها مي‌خواهد در نهايت پيامي ‌بدهد كه دل آدم را ريش ريش كند، و بر بانيان توزيع مواد مخدر و چيز فروشان لعنت بفرستد و درس‌هاي آموزنده‌اي هم بگيرد. بر مدار چنين فرضي اين‌همه جزيي پردازي و نشان دادن آلات چيزكشي و مقدمات و مؤخراتش و در ادامه سوء استفاده از درسا چه كاركرد درماتيكي و فرآيند سازي در كل ماجرا خواهد داشت. در قسمتهاي بعدي سريال اين‌گونه وانمود مي‌شود كه درسا نميداند پدرش معتاد است. يعني اين‌كه درساي او آن‌قدر كودن و عقب مانده است كه در اين سن و سال نمي‌داند كسي در حمام و موقع استحمام چاي نبات نمي‌خورد!

آقاي عطاران تا اين‌جاي سريال خواسته يا ناخواسته حامل اين پيام است كه چيز كشي در حمام و به‌ دور از چشم دخترتان و لو اين‌كه بداند شما چه مي‌كنيد، بهتر است از اين‌كه روبه‌روي چشم او اين كار را بكنيد. آخر يكي نيست به اين آقاي مرد رند بگويد اين طفل معصوم كه با همه مراحل و ابزارهاي آن آشنا است و در پاره‌اي از امور هم به مخفي كردن آن چيز براي تو مشاركت مي‌كند، چطور از اصل موضوع سر درنياورده است. نكته جالبتر اين‌كه در ادامه متوجه مي‌شويم آدم‌هاي اطراف نادر همه به نوعي يك چيزشان مي‌شود. از آقاي توفيق گرفته تا خواستگار فريده خانم. و نكته جالبتر اين‌كه نوع نگاه به اين بليه بهگونه‌اي است كه انگار آن‌قدرها كه نكوهش مي‌شود، چيز بدي نيست. اميدوارم اين تلقي صرفاً يك استنباط اشتباه باشد.

وقتي آقاي عطاران صورت ظاهر آدم‌هايش را دستمايه هجو و استهزا و خنده قرار مي‌دهد و به عنوان يك هنرمند كه ظاهرا معيارهاي زيباشناختياش بايد فراتر از فهم و درك عوام باشد، به خود اجازه مي‌دهد از دم دستترين اسباب خاله زنكي براي خنداندن جماعت روزهدار استفاده كند، نميدانيم به چه چيز بايد شك كنيم. رو در رو قرار دادن فرزانه و فريده و رقابت اين دو براي قاپيدن دل كامران (شاگرد صابر) و واكنشهاي كامران در قبال اين دو با چه منطق اخلاقي، و ... توجيه پذير است؟!

ظاهرا صداو سيما در توجيه ممنوعيت پخش بعضي فيلمهاي سينمايي در تلويزيون به نحوه معاشرت و روابط غير شرعي بهعنوان هنجارشكني استناد كرده است. من نميدانم نوع و جنس رابطه دزدانه كامران با فرزانه چه چيزي كم‌تر از همان مناسبات مورد اعتراض مديران صدا و سيما در سينما دارد. شايد يك فرقش اين باشد كه اين مناسبات در لايه‌اي از طنز و شوخي برقرار مي‌شود و شايد فرق ديگرش اين باشد كه اين مناسبات به اصطلاح غير شرعي از محدوده خانه به خيابان كشيده نشده است. ترويج اين نگاه به نفس مناسبات اين‌گونه با هر بهانه آنهم از طريق رسانه تلويزيون آيا به مثابه توجيه شكلي از خيانت به حوزه و حريم خانواده نيست؟ آيا همه اين بدآموزي‌ها به صرف توجيه فضاي طنز و كميك قابل توجيه و دفاع است؟ گيرم كه فرجام اين مناسبات هم به ازدواج و روابط شرعي زناشويي منتهي شود، در اين صورت نمي‌شود هر نگاه تعرضآميزي را با اين حربه توجيه و ماست مالي كرد؟! عكس اين رابطه را نيز مي‌توان در تنظيم رابطه فريده با كامران دنبال كرد. جايي كه فريده در تلاش است نظر كامران را به خود جلب كند. مناسبات سه ضلعي ميان كامران و فريده و فرزانه پيام‌هاي نغز و منحصري دارد كه اميدوارم زياد توي چشم نيامده باشد و به همين دليل هم از باز كردن بيش‌تر مفاهيم مورد نظر نويسنده اكراه دارم.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 17:18  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

 

 

 

سحرگاه گذشته، مجري تلويزيون، در كنار نام بيماران درخواست‌كننده دعا، نام «حاج منصور ارضي» را برد و خواهش خانواده‌اش را براي دعا اعلان كرد. امروز در تهران بسياري به دنبال كسب خبر بودند. خبر از سلامتي حاج منصور ارضي، همه نگران، مثل همه‌جاي ايران.

حاج منصور ارضي كيست؟ كدام پست و مقام را داشته و چه عنواني را يدك مي‌كشد؟ پيشوند «دكتر» و «مهندس» دارد يا از عناوين ساختگي «چهره برجسته»، «استوانه» و «شخصيت نظام»، سود مي‌جويد؟ با چند كتاب خاطره، حقوق بي‌پايانش را از نظام اسلامي، اسلام و ملت ايران، مطالبه كرده و در چند سفر زنجيره‌اي به غرب، حقوق اسلام و قرآن را با حقوق بشر و دموكراسي معاوضه نموده است؟ كدام دانشگاه‌هاي غرب‌زده و كدام قلم‌هاي روشنفكرانه اجير از او «بت» ساخته‌اند؟ چه وقت در كرسي «مجلس» تكيه‌زده است، و چه زماني «وزير» يا «مديركل» و يا «استاندار» و ... بوده است؟ تلويزيون جمهوري اسلامي چه‌قدر براي پخش صدا و تصوير او سرمايه‌گذاري داشته است؟

حاج منصور ارضي، مداح و ذاكر اهل‌بيت عصمت و طهارت عليهم‌السلام است. او كسي است كه بدون هر ابزار و سازوكار تبليغي، نواي يا حسين عليه‌السلام را در جان مردم ايران نفوذ داده و البته افتخار دارد تا كنون با آلات موسيقي نوحه‌سرايي نكرده است! حاج منصور ارضي ذاكري است كه رهنمود امام خميني رضوان الله تعالي عليه را در افشاي يزيديان و احياي حسينيان زمان دنبال مي‌كند. به همين جهت مرثيه‌خواني او «زرداران زوردار را كه با تزوير جز به قدرت و ثروت نمي‌انديشند» به هراس مي‌اندازد و به انتقام‌گيري وا مي‌دارد. حاج منصور ارضي افتخار دارد حنجره‌اش وقف مرثيه‌خواني و مداحي اهل‌بيت عليهم‌السلام است، همين! و البته جوانان اين كشور با طراوشات حنجره حسيني‌اش بزرگ شده و گوش نوجوانان در انتظار هميشگي شنيدن ناله‌هاي عارفانه اوست.

مافياگران تلاش بسيار داشته و دارند تا اين ذاكر اهل‌بيت را منزوي كنند. اما شيفتگي عارفانه حاج‌منصور به اهل‌بيت عليهم‌السلام، شيفتگي اهل‌بيت شناسان را به او ثمر داده است.

حاج منصور ارضي علاوه بر اين كه جانش از محبت اهل‌بيت لبريز است، و علاوه بر اين كه احياي شعائر ديني را كه در بسياري منابر هم ترويج نمي‌شود، ترويج مي‌كند، و علاوه بر اين كه «پاسدار بقا، استمرار و اعتلاي هيأت‌هاي عزاداري اهل‌بيت است»، كه همانا «رمز جاودانگي مذهب تشيع مي‌باشند، حتي براي «عَلَم» و «علمداري» در عاشورا مي‌سوزد و مي‌نالد. اين حنجره به سلامت بماند، و اين ناله‌هاي سوزناك تا عرش خدا بلند و بلندتر شود. راستي آيا آن كلام منتسب به «فقيه عارف» براي همان قابل تأمل نيست كه «حاج منصور «ارضي» نيست، بلكه «سماوي» است.»

 


 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 17:57  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

مغزهاي متفكر مدعيان اصلا‌حات در بيانيه خود، ضمن تمجيد از سياست انفعال دولت اصلا‌حات! دولت نهم را نيز به پيگيري اين‌گونه سياست‌ها توصيه كرده، مي‌نويسند: «ما در اين سال‌ها بارها تأكيد كرده‌ايم گرچه آمريكا به قصد برخورد با نظام جمهوري اسامي، از مسأله هسته‌اي عليه ايران بهره‌برداري مي‌كند، ولي نبايد با سوءتدبير، بهانه‌هاي لا‌زم را براي چنين بهره‌برداري‌هايي به آن دولت بدهيم و توجه كنيم كه سياست خارجي معتدلا‌نه و صحيح مي‌تواند همين آمريكا را به پذيرش شرايطي ناخواسته ناگزير كند؛ همچنان كه اتخاذ سياست‌هاي صحيح دوره خاتمي، وزير خارجه وقت آمريكا را وادار به ابراز تأسف صريح و عذرخواهي تلويحي از ملت ايران بابت كودتاي 28 مرداد و عدم درك صحيح انقلا‌ب اسلا‌مي و رئيس‌جمهور آن كشور را نيز ملزم به نشستن و گوش‌سپردن به سخنراني آقاي خاتمي در مجمع عمومي سازمان ملل متحد و تشويق وي پس از خاتمه سخنراني كرد»!

طبيعي است زماني كه رئيس‌جمهور دولت اصلا‌حات براي خروج نام ايران از محور شرارت حاضر به خلع سلا‌ح حزب ا... باشد و آمادگي خود را براي تعليق كامل هسته‌اي اعلا‌م كند! سازمان نامشروع مجاهدين -از بزرگ‌ترين متفكران اين جبهه- بايد خوشحال باشد كه خانم آلبرايت به‌طور تلويحي از ايران بهسبب كودتاي 28 مرداد و سرنگوني دولت وقت عذرخواهي كرده و رئيس جمهور آمريكا در جلسه سخنراني آقاي خاتمي نشسته و برايش كف زده است! ببينيد تفاوت ره از كجاست تا به كجا؟! به‌راستي آقاي خاتمي و مدعيان اصلا‌حات با همين سياست خارجي مي‌خواهند به قدرت بازگردند؟و اگر برگردند قرار است باز انرژي هسته‌اي به همان سرنوشت دولت اصلا‌حات مبتلا‌ شود؟!

در اين ميان، اظهارات روزنامه جمهوري اسلا‌مي در پاسخ به مقاله دكتر الهام بسيار خواندني است: «در پاسخ حضرت‌عالي بايد گفت: اين‌گونه سخن گفتن در مورد فناوري هسته‌اي و به نحو زيركانه، به نفع دولت نهم مصادره كردن آن، كه از ره‌آوردهاي بيست و چندساله و از افتخارات نظام است، زيبنده دولت عدالت‌محور نيست.»(2) اين در حالي است كه سازمان نامشروع مجاهدين در بيانيه فوق‌الا‌شاره، توقف و تعليق را افتخار دولت اصلا‌حات دانسته و دولت نهم را نيز به دليل آغازكردن مجدد آن محكوم مي‌كند! و روزنامه جمهوري اسلا‌مي در سرمقاله خود، دولت نهم را به‌دليل حالت تهاجمي داشتن در برابر دشمن به ناآگاهي از زبان ديپلماسي متهم مي‌نمايد! بي‌ترديد اگر امروز دولت خدمتگزار در موضوع هسته‌اي شكست‌خورده يا دشمنان به ايران تهاجم نظامي كرده بودند، زبان اين‌گونه افراد عليه دولت نهم چند متر بلند شده بود! شخص رئيس‌جمهور را به‌سبب چنين موضعي، مقصر اصلي معرفي مي‌كردند! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 19:19  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  |