تبليغاتX
کل کل های انتحاری یک آخاله گلپایگانی
خبری عمومی,سیاسی,جنجالی ,پوز زنی استکبار جهانی و ایادی شرق و غرب

من از علاقه مندان به «بسیجی»ام

 

 

به او بر می خورد زمانی که دانشجویان شعار دادند«توپ، تانک، ... دیگر اثر ندارد»؛ با دلخوری نگاهی به جمعیت پرشور دانشجویان که گاه بعضی چیزهای خوب را از یاد می برند، می اندازد...

خبرنگار قلم نیوز گزارش می دهد: دانشجویان مشتاق کرمان از ساعت ها پیش در انتظار ورود مهندس موسوی بودند و با هم آوایی سرود یار دبستانی، رسیدن موج سبز آزادی را نوید می دادند.

با ورود مهندس موسوی به سالن آمفی تئاتر دانشگاه باهنر کرمان که سالها پیش با کمک او ساخته شده بود، موجی از شور و اشتیاق و هیجان دانشجویان را فراگرفت.

دانشجویان شعار می دادند: «موسوی موسوی حمایتت می کنیم»، «درود برخاتمی، سلام بر میرحسین»، «آزادی اندیشه با احمدی نمی شه»، «انجمن انجمن (اسلامی) حمایتت می کنیم»، «موسوی وطن دوست، حمایتت می کنیم»، «صل علی محمد بوی صداقت آمد»، «صل علی محمد یار امام خوش آمد».

موسوی به ابراز احساسات دانشجویان پاسخ می دهد اما شعارها ادامه دارد. دیگر نشانی از رخوت و رکودی که چندی پیش از فضای دانشگاه می گفتیم، خبری نیست.

بیدار شده انگار دانشگاه و دانشجو و یکصدا فریاد می زند، آزادی را و عزت را و شان دانشگاه را.

تعداد دانشجویان چنان است که گویی کلاسی برگزار نشده و دانشجو و استاد برای نجات سرزمینشان همراه شده اند و راه آن را فقط انتخاب خوب می دانند.

آنها یکصدا شده اند و آزادی اندیشه می خواهند و می خواهند که دیگر دانشگاه پادگان نباشد.

تعداد زیادی دانشجو که تا نزدیکی سن سخنرانی را هم پر کرده اند و جایی باقی نمانده برای دانشجویان پرتعداد بیرون مانده از سالن که در برآوردی سه برابر دانشجویان داخل سالن تخمین زده شد.

دانشجویان در این مراسم، عکس هایی از مصدق و سحابی و تعدادی از دانشجویان و زندانیان سیاسی در دست دارند و تعداد بسیار زیادتری از دانشجویان عکس های خاتمی و موسوی را در دست گرفته اند.

یکی از استادان دانشگاه در سخنانی به بیان برخی مطالبات دانشجویان و همچنین تمجید از دوران نخست وزیری مهندس پرداخت.

سخنان وی با استقبال و تشویق های مکرر دانشجویان مواجه شد.

نوبت به که میرحسین می رسد، دانشگاه به وجد می آید و صدای امید در دانشگاه می پیچد که روزهایی سبز خواهند آمد.

دانشجویان موجی سبز به راه انداخته اند با پرچم هایشان و لباس های سبزشان و آنها که پرچم ندارند، مچ بندی و بازوبندی و شالی سبز به نشانه این که امیدی به آمدن روزهای سبز دارند بسته اند.

میرحسین که گاه لبخند می زند و گاه دستی تکان می دهد و گاهی آرام به شور و هیجان دانشجویان نگاه می کند، در این روزها عادت کرده که دانشجویان با شعارهایشان، او را در جریان وقایعی قرار دهند که در این چند سال بر سرشان رفته. آنها از ستاره دار شدن دانشجو و زیر سوال رفتن شان دانشگاه گله دارند و نمی خواهند با آنها پادگانی برخورد شود.

موسوی پشت تریبون رفت و شور و اشتیاق دانشجویان، همراهش و هر بار که سخنانش اوج می گرفت، اشتیاق دانشجویان افزون می شد و همه صداها یکی می شد: «درود بر موسوی».

میرحسین طی سخنانی کوتاه شهر کرمان و تمدن کهن آن را مورد ستایش قرار داد که این سخنان وی با تشویق مواجه شد.

مهندس از تمدن جیرفت سخن گفت و بر بازخوانی تمدن های بزرگ بشری با توجه به تمدن جیرفت تاکید کرد.

در ادامه پرسش دانشجویان و پاسخ موسوی بود و افت و خیزهای این جلسه.

زمانی که مهندس موسوی در پاسخ به سوالی، بسیاری از مشکلات کشور را ناشی از عدم اجرای قانون دانست و گفت که دولتی که خود، قانون بگذارد و خودش بخواهد آن را اجرا کند، روشش منجر به دیکتاتوری خواهد شد، دانشجویان با تشویق های خود، او را حمایت کردند و یک صدا شعار می دادند: «مرگ بر دیکتاتور».

دانشجویان چنان میرحسین را مورد تشویق قرار دادند که گویی حرف دلشان را پس از چند سال می زندف زمانی که گفت: دولت باید پاسخ دهد که پول های نفت را کجا هزینه کرده است.

در بخشی از این جلسه نماینده بسیج دانشجویی برای طرح پرسش خود پشت تریبون قرار گرفت که به انتقادهای خود از موسوی پرداخت.

موسوی در پاسخ به سوالات این دانشجو از دولت انتقاد کرد و با اشاره به اینکه وزرایش محتشمی پور و ناطق نوری بودند که هر کدام از یک جناح هستند، تاکید کرد که باید در انتخاب وزرای کابینه از چهره هایی توانمند استفاده کنیم نه اینکه به دنبال کسانی مطیع و حرف شنو باشیم.

دانشجویان از این گفته ها به وجد آمده و آن را مورد تایید قرار می دهند.

در جایی از این مراسم، برخی حاضران، شعار می دهند «توپ، تانک، ... دیگر اثر ندارد»... به او بر می خورد زمانی که تعدادی از دانشجویان این شعار را تکرار می کنند؛ با دلخوری نگاهی به جمعیت پرشور دانشجویان که گاه بعضی چیزهای خوب را از یاد می برند، می اندازد.

نگاهش طوری بود که انگار انتظار نداشت چنین شعاری را بشنود از دانشجویانی که بزرگ می داند آنها را و امیدوار است که با تلاش آنها دوباره کشور را بسازد؛ با همان سادگی بیانش می گوید: من جزو علاقه مندان به «بسیجی» هستم؛ وقتی این شعار را می دهید به من بر می خورد.

سخنان میرحسین با تشویق دانشجویان همراه می شود و آنها ضعار می دهند: «درود بر موسوی»

مهندس ادامه می دهد: من طرفدار آن بسیجی هستم که وقتی صندوق های رای را به آن می سپاریم مانند ناموس خود از آن دفاع کند.

این سخنان موسوی با تشویق های پی در پی و مکرر دانشجویان همراه می شود.

در ادامه مراسم، یک نماینده از جنبش عدالت خواه پشت تریبون می آید و بخش هایی از پیام امام (ره) خطاب به دانشجویان اتحادیه اروپا را قرائت می کند که در آن امام (ره) در مرزبندی بین دانشجویان مسلمان و افراد غیرمسلم تاکید کرده بود و جالب اینکه این پیام امام (ره) به دانشجویان اروپایی را به عنوان توصیه به موسوی خواند و از موسوی خواست این شیوه را در داخل کشور که همه مسلمان هستند، اعمال کند.

این دانشجو از موسوی می خواهد مرزبندی خود را با احزاب مشارکت، سازمان مجاهدین و کارگزاران روشن کند که میرحسین موسوی تاکید کرد: از نیروهای توانمند تمام احزاب استفاده خواهد کرد و برای خود خط قرمزی برای استفاده از نیروهای توانمند نمی شناسد.

سخنان مهندس موسوی با شور و اشتیاق دانشجویان همراه شد.

موسوی گفت: از نیروهای توانمند تمام احزابی که در چارچوب قانون اساسی و بر اساس منافع ملی فعالیت می کنند، استفاده خواهم کرد.

دانشجویان موسوی را تشویق می کنند و حمایت.

دانشجوی عدالت خواه، موسوی را مورد انتقاد قرار می دهد که چرا مافیای نفت را خیالی خوانده است و موسوی می گوید: این چه مافیایی است که چهار سال است که تلاش می کنند اعضای آن را دستگیر کنند و حتی یک نفر هم به قوه قضاییه معرفی نشده است؟

دانشجویان با تمام وجود تشویق می کنند و پرچم های سبزشان را تکان می دهند.

موسوی در بخشی دیگر از سخنان خود در پاسخ به سوال یک دانشجوی طرفدار دولت که از موسوی می خواهد از محاسن دولت بگوید، اظهار می کند: یک نکته از دولت به عنوان محاسن گفتم که برنامه 30 :20 همان یک نکته را به صورت بریده پخش و اعلام کرد که من از دولت حمایت کردم؛ در حالی که دولت 6 کانال رسمی و 30 کانال استانی را برای تبلیغات خود در اختیار دارد.

موسوی می گوید که وقت من ارزش بیشتری دارد که بخواهم از دولت تعریف کنم. کار برنامه 20:30 باعث شد که من توبه کنم و دیگر حرفی نزنم.

دانشجویان به طور مکرر موسوی را تشویق می کنند.

زمانی که موسوی تاکید می کند که با هرگونه امنیتی کردن فضاهای دانشگاهی مخالف است ، دانشجویان با تمام توان فریاد زدند: «درود بر موسوی»

دانشجویان به تشویق های خود ادامه می دهند که به موسوی بگویند در این چند سال امنیتی شدن دانشگاه چه دردی برای آنها بوده است. آنها پلاکادرهای خود را که نسبت به این موضوع انتقاد کرده اند بالاتر می گیرند.

ازدحام جمعیت به قدری است که تعداد زیادی از دانشجویان روی سن نشسته اند و طیف های مختلف دانشجویی و مخالفان و موافقان موسوی می توانند سوالات خود را از میرحسین موسوی بپرسند.

میرحسین در حالی که هر بار سخنی می گفت دانشجویان را سر ذوق می آورد و وجد، با گرفتن نشانه ها و پیام ها از دانشجویانی که با شعارها و تشویق هایشان، اولویت هایشان را به موسوی منتقل کردند، خداحافظی کرد و زمانی که می خواست سالن را ترک کند به میان جمعیت دانشجویان آمد و آنها با شعار و درود، او را بدرود گفتند تا روزهای سبز آینده.

40 هزار مورد تخريب رسانه اي عليه احمدي نژاد

يك كارشناس خبري گفت: تخريب رسانه اي عليه احمدي نژاد در چهار سال اين دولت 40 هزار و 930 مورد بوده است كه اين موضوع مظلوميت دولت نهم را نشان مي‌دهد.

سيد‌حسين علوي جمعه شب در همايش انتخاب اصلح و شاخص‌هاي اصولگرايي كه از سوي حاميان دولت نهم در مسجد ولي عصر(عج) تنكابن برگزار شد، افزود: آيا اصلاح‌طلبان واقعا اصلاح‌طلب هستند كه با نگاهي كوتاه به گذشته متوجه مي‌شويم آنان چه عملكردي داشتند.
وي ادامه داد: در نشريات زنجيره‌اي‌ كه در حال حاضر مسئولان آن در راديو آمريكا و تلويزيوني استكبار جهاني عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي صحبت مي‌كنند، متوجه مي‌شويد كه آنها به اين نظام و مردم چه خيانتي كردند.
علوي اظهار داشت: آنها مشكلات فرهنگي كشور را آزاد نبودن موسيقي، رقص و ماهواره عنوان كردند.
وي تصريح كرد: امروز به بركت اقتدار، پايداري و بي‌توجهي به آمريكا توانستيم به دستاوردهاي بزرگي در بخش‌هاي مختلف دست يابيم و استقلال اقتصادي نسبت به دولت‌هاي ديگر در دولت نهم بيشتر مشاهده شده است.
علوي تصريح كرد: در بررسي‌هايي كه به عمل آمد، ميزان تخريب در هشت سال دولت هاشمي چهار مورد بود كه منجر به تعطيلي دو نشريه شد و در هشت سال دولت خاتمي نيز هشت مورد بود سه نشريه تعطيل شد و در چهار سال دولت احمدي‌نژاد 4 هزار و 930 مورد بوده است كه اخيرا نيز روزنامه اعتماد ملي كاريكاتور احمدي‌نژاد را به چاپ رسانده است كه اين مظلوميت دولت نهم را نشان مي‌دهد.
يك كارشناس در ادامه به خدمات دولت نهم و سياست‌هاي داخلي و خارجي و پيشرفت‌هاي علمي، هنري، فرهنگي، اجتماعي و سياسي دولت احمدي‌نژاد پرداخت.
وي در پايان گفت: اصلاحات بايد جهت‌گيري اصلاح به سوي اصول باشد و اگر اصلاح‌طلب حقيقي و درست باشيم، بايد به سوي حق برويم و در مسير آرمان‌هاي شهدا و حضرت امام(ره) حركت كنيم
 
 السلام علی شیخ اصلاحات
 
کروبی
 

سحام نیوز : آیت الله مهدوی کنی، دبیر کل جامعه روحانیت مبارز از اهانت های حسین شریعتمداری نسبت به مهدی کروبی به شدت انتقاد کرد . به نوشته سایت جهان نیوز آیت الله مهدوی کنی در جلسه درس اخلاق خود از این گونه مواضع و نوشته های شریعتمداری ابراز ناخشنودی کرده و ناراحتی شدید خود را اعلام کرد .   عمده گلایه و دلخوری آیت الله مهدوی کنی در زمینه زیر سوال رفتن شان روحانیت و خدمات مسئولان و بزرگان انقلاب بوده است . گفتنی است که پس از انتشار یادداشتی در کیهان که طی آن از ترور خاتمی خبر داده شده بود،آیت الله مهدوی کنی در سخنانی در جمع اعضای جامعه روحانیت مبارز ضمن انتقاد به نوشته کیهان به حسین شریعتمداری اعتراض کرده بود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:8  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  | 

نقد مخاطبان /کاش یک کم انصاف داشتیم!

 

http://www.mahroo1371.blogfa.com/

 

روز خارجی

سکانس اول – جلوی گیشه ی سینما

مرد بلیط فروش با سرعت بلیط ها را جدا می کند و در قبال دریافت مبلغی آنها را می فروشد . جلوی در سینما جمعیت زیادی جمع شده اند و منتظر هستند تا در سینما به رویشان باز شود . بیرون در حرف از فیلم روی پرده است . هیچ کس نمی گوید که این فیلم خوب نیست . و این یعنی پیش داوری ممنوع !

روز داخلی

سکانس اول – سالن سینما

مردی که با دیدن بلیط ها و شماره هایشان جای هر فرد را به او نشان می دهد ، از زیادی جمعیت ، توجهی به شماره های روی بلیط ها نمی کند و فقط تو را به طرف صندلی خالی هدایت می کند . همه خدا را شکر می کنند که چند دقیقه دیرتر نرسیدند و گرنه سینما پر می شد . و من که طبقه ی دوم سینما نصیبم شده ، به چند ماه پیش فکر می کنم که برای دیدن یک فیلم به سینما آمده بودم و پرنده هم پر نمی زد ، حالا چه شده  در تعطیلات عید که همه به مسافرت رفته اند ، سینما اینقدر شلوغ شده ؟!

روز داخلی

سکانس دوم – سالن سینما

فیلم با آن جمله ی جادویی شروع می شود و همه با نگاهشان جمله را تشویق می کنند . و من قلبم به تپش می افتد و منتظر تمام شدن تیتراژ آغازین می شوم . به اطرافم نگاه می کنم ؛ به آدم هایی که با موهای کوتاه و بلند ، چادر و مانتو ، روی مد و خارج از مد ، روی صندلی ها نشسته اند و مشتاقانه به پرده ی سینما چشم دوخته اند . من موبایلهایی را می بینم که زنگ می خورند ، ولی کسی جوابشان را نمی دهد !

روز داخلی

سکانس سوم – سالن سینما

همه محو تماشای فیلم شده اند ، روی پرده تصویر بهترین بازیگران سینما را می بینی که آنقدر زیبا گریم شده اند و زیبا تر از آن بازی می کنند که نمی توانی آنها را از خود واقعی شان تشخیص دهی . گاهی صحنه های دردناک فیلم ، سینما را در بغض و سکوت فرو می برد . صحنه های زیبا و حساس فیلم که می رسد ، صدای سوت و دست ، فضای سینما را پر می کند ، و من می گویم : چه جالب ! مردم بدون حضور عوامل فیلم هم تشویق می کنند ! هیچ کس به ساعتش نگاه نمی کند و کسی خمیازه نمی کشد !

روز داخلی

سکانس چهارم – سالن سینما

کم کم قصه ی فیلم به انتها می رسد و من لبخند های رضایت را می بینم و صدای زیبا ی سرودی را که در پایان فیلم پخش می شود ، می شنوم . و غرور سر تا پای وجودم را در برمی گیرد و افسوس می خورم ، که ای کاش جایزه ای نصیب این فیلم می شد !

شب داخلی

سکانس پنجم- راهروی خروجی سینما

همه لبخند می زنند و می گویند : عالی بود ، حرف نداشت . انگار همه دوست دارند با صدای بلند نظرشان را بگویند ، تا دیگران هم حس آنها را نسبت به فیلم بدانند .

شب خارجی

سکانس دوم – جلوی در سینما

جمعیت زیادی که منظر ما بودند تا فیلم را در سانس بعد ببینند . ومن سینماهای هم جوار را می بینم که به ندرت عده ای مشغول خرید بلیط هستند . وبرای سلیقه ی مردم کشورم خوشحال می شوم که این فیلم را برای دیدن انتخاب کردند . و من به سر در سینما نگاه می کنم و عکس ستاره های سینما را کنار نام پر سر و صدای اخراجی های 2 می بینم .

روز داخلی

سکانس اول – جلوی رایانه ی خودم

من نظر بی رحمانه ی آقایی را در بخش نظرات وبلاگم می بینم که در کمال بی مهری ، به این فیلم انتقاد زننده ای کرده است . با خودم می گویم : ای کاش یاد می گرفتیم قبل از انتقاد کمی فکر کنیم !

روز داخلی

سکانس اول – توی اتاق خودم

به این فیلم و کارگردان محبوبش فکر می کنم . و انتقاد های مخربی که بیخود و بی جهت به این فیلم تاریخی و زیبا می شود . با خودم می گویم : نه ! مردم کشورم آنقدر اندیشه هایشان رشد کرده که این فیلم را به خاطر خنده دار بودنش انتخاب نکرده باشند . و من می دانم که مردم می دانند ، پشت صحنه های خنده آور اخراجی ها ، حرفی عمیق پنهان است و نشانی از روزهای سخت جنگ و اسارت دارد.

وامیدوار می شوم که شاید روزی منتقدان ما کمی منصفانه تر برخورد کنند !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 22:31  توسط سید احمد امام جمعه گلپایگانی  |